سحر
اولین سحر ماه رمضان دلم نیومد ننویسم
مادر بزرگی داشتم بالای 70 سالش بود روزه میگرفت خدا بیامرزدش یه بار گفتم مامان سختت نیست ؛گشنگی اذیتت نمیکنه گفت تا حالا کی را دیدی خونه کریمی مهمون باشه گشنشم باشه
روزه دارم منو افطارم از آن لعل لب است
آری افطار رطب در رمضان مستحب است
خدایا همه میگند بده من میگم بگیر ؛غم،غصه،گرفتاری از تک تک اونایی که دوسشون دارم
خدا همه میگند عاقبتمون را ختم به خیر کن من میگم تک تک لحظه هامون را خیر قرار بده
الهی نگیر ؛لبخند ،شادی ، برکت را از خانه ای
مادر بزرگی داشتم بالای 70 سالش بود روزه میگرفت خدا بیامرزدش یه بار گفتم مامان سختت نیست ؛گشنگی اذیتت نمیکنه گفت تا حالا کی را دیدی خونه کریمی مهمون باشه گشنشم باشه
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۴/۱۹ ساعت 3:57 توسط رامتین
|
شب بود.