نامه ای به خدا
به نام شما
از زمینی ترین موجود به افلاکی ترین و واحد ترین خالق
سلام عزیز بی پدر مادر من
خوبی ؟(اِ چه سوالی پرسیدم تو که همیشه خوب بوده ای و هستی)
شنیده ام اجاقت کور است حساب و ریاضی ات به آدمیزاد نرفته است جواب کارهای خوب را ده برابر میدهی و اعمال بد را برابر .........حتما تعجب کرده ای (باز یادم رفت خدا که تعجب نمیکند )که برایت نامه نوشته ام آخه تا آنجا که یادم می آید هر وقت مشکلی داشته ام دست به دعا عریضه شده ام .کنکورم درس و کارم که یادت هست (خدا که یادش نمیرود )ولی این بار دلتنگت شدم .این روزها منم مثل تو تنها شده ام از خودم بگم که هنوز نمازهایم آخر وقت میشود فراموش میشود تا این لحظه کاری برایتان نکرده ام همه اش برای ریا و خودم بوده است .............(خودت که بهتر میدانی)
نسبت به آینده سر در گمم (توکلم ضعیف است) اعمال عادت شده است(اعمال عادتی بهشت میرود ؟)هنوز از مرگ میترسم مال اندوزم هنوز هم هنگام عبور ماشین های مدل بالا و گران قیمت آه میکشم آن هم از ته دل
خدا جون یادت هست (خدا که یادش نمیرود )تقاضای پول قلمبه داشتم پس دست به کار شوید (توضیح آن که برای وارثم که نمی خواهم )البته باسلامتی عنایت فرمایید یک وقت فکر نکنی پررو هستم آخه از کرمت زیاد شنیده ام
بیشتر ادامه ندهم عزیز نازنین من خدایا ببخش زیاد حرف زدم سرت را درد (خدا که سر ندارد دردش هم نمیگیرد )دیگر وقت شما را نگیرم (راستی وقت هم برای خدا بی معنی است )خودت قادری مطلقی عالمی و...........هرچی به نفع من هست برایم رقم بزن در پایان (بر حسب عادت)
اللهم عجل لولیک الفرج
بازگشت من هم به سوی توست
سید امین سیدی )رامتین(

شب بود.