کتاب دومم
من برای وطنم میجنگم ..پس نباید چشم های دخترکی برایم هدف شود من برای چشم های کسی شمشیر نخواهم زد ..قطعا فانیز پر بود از چشم های دخترانی که چشم انتظار معشوغشان بوده است...
ولی با دل چه میشود کرد که چشم آبی آسمانی دوست دارد رقص موی یار در باد دوست دارد دوست دارد که عاشق باشد و عاشق بمیرد....
"فارنیتا"عنوان کتاب دومم است و نوشته ی بالا بر پشت جلد آن چاپ خواهد شد این کتاب در آینده ای نزدیک با تیتراژ ۲۰۰۰تا به چاپ خواهد رسید.
فارنیتا رمانی است بلند....حرف از حماسه دارد با عصاره ی عشق عصاره چیست با دریایی از عشق عشق واقعی نه از نوع کوچه بازاری اش فارنیتا حرفهای نگفته من است فارنیتا تمام لحظه هایی است که فیلم های بی حماسه را رها کرده ام .
+ نوشته شده در ۱۳۹۱/۰۳/۲۵ ساعت 17:18 توسط رامتین
|
شب بود.